ham-mihan.org

فراستخواه در مسير اعتزاليه

مقصود فراستخواه، محقق و استاد دانشگاه از آن دست افرادي است که تا پيش از ظهور دوران اصلاحات در کشور، حضور پررنگي در مجامع روشنفکري داشت و رد پاي اين حضور را مي‌توان با ورق زدن مجلاتي همچون کيان، ايران فردا، آيينه انديشه و …دنبال کرد.

 اکنون اما با گذشت بيش از 10 سال از آن روزها، به جز تدريس در مراکز دانشگاهي همچون دانشگاه‌هاي شهيد بهشتي، علامه طباطبايي، تهران، الزهرا و... کمتر خبري را از اين استاد دانشگاه در مجامع عمومي‌ مي‌توان جست.از همين رو بود که با او تماس گرفتيم تا بپرسيم:

چرا مدتي است از شما خبري نيست؟

- حق با شماست. حضور حقير من در «عرصه عمومي» به طور عمده در سال‌هاي پيش از دوم خرداد 76 بود. در طول نيمه دوم دهه 60 و نيمه اول دهه 70 (به مدت يک دهه) از چند طريق، شرکت ناچيزي در فضاي عمومي‌داشتم ...

و اينگونه فراستخواه حضورش در فضاي عمومي‌را به سه مسير «کنش‌هاي ارتباطي»، «فعاليت‌هاي انتشاراتي» و«طرح بحث در دانشگاه‌ها، محافل روشنفکري و دانشجويي» تقسيم کرده و از فعاليت‌هاي انتشاراتي اش سخن مي‌گويد: کتاب «دين، خرد، دانش» من که در نيمه دهه 60 منتشر شد حاصل تاملاتم در باب «نسبت عقل و دين» بود.

او همچنين به ديگر کتاب‌هايش مانند «دين و جامعه» «سرآغاز نوانديشي معاصر»، «طنين هستي وتمناي وجود»، «دين، اخلاق و جامعه مدني» و «زبان قرآن» که در آن ايام منتشر کرده اشاره مي‌کند و حضورش در عرصه عمومي ‌روزگار پيش از دوم خرداد را متفاوت با «همرنگي جماعت و حرکت کردن در جاده‌هاي متعارف و پيروي از مدهاي روز زمانه» مي‌داند.

با اين وصف شما قبل از دوم خرداد فعاليت زيادي داشته‌ايد .عجيب است که حضورتان پس از آن زمان کمرنگ شده است؟

- بله، در اين دوره برخلاف بسياري که تازه به افزايش وگسترش فعاليت‌هاي مطبوعاتي، انتشاراتي، سياسي و فرهنگي خود پرداختند، من بنا به دلايلي، روندي از «اعتزال» داشتم.

فراستخواه حضور خاموشش در روزنامه‌هاي اوايل دوره (اصلاحات) را چيزي جز اينرسي و لختي ِحرکت‌ها و جوشش‌هاي قبلي خود ندانسته و ادامه مي‌دهد: «روي هم رفته ،فعاليت‌هاي تعاملاتي، مراودات و ارتباطات خود را به کمترين حد ممکن رساندم و تقريبا از اکثريت قريب به اتفاق دعوت‌ها در زمينه‌هاي مختلفي چون سخنراني، انتشار کتاب، مقاله و.. عذرخواهي کردم.»

چرا چنين کرديد؟

فکر مي‌کنم آنها که از منطق دروني رفتار من ،فاصله داشتند و از دور ارزيابي مي‌کردند اين امر را به وجود تنگناها ،تهديد‌ها و خشونت‌هاي طاقت‌فرسا استناد مي‌کردند، انصافا هم از حيث وجود وتاثير آن عوامل حق داشتند که چنين فکري هم بکنند، اما به واقع آن مسائل باعث بروز رفتار من نبود.

پس علت واقعي چه بود؟

مهم‌ترين علتش اين بود که مجادلات و مباحثات درباره سنت، ايدئولوژي و دولت شرعي بعد از انقلاب 57 ، در دهه 60 ونيمه 70 به حدي از انباشت گفتماني در سطح فضاي عمومي‌، تحولات فرهنگ و جامعه و افکار عمومي‌ رسيده بود که به اعتقاد من جامعه پس از دوم خرداد 76 نياز به دوره‌اي از خويشتنداري موقت کلامي‌، معرفت شناختي، سياسي و گفتماني داشت تا بتواند به تثبيت دستاوردهاي نسبي بپردازد.

از منظر فراستخواه بذرهاي افشانده شده و جوانه‌زده در آن دوره نياز به مراقبت و پرورش در جهت به ثمر نشستن عملي داشتند: «تصور مي‌کردم که در آن دوره مي‌بايستي براي مدتي فتيله جر و بحث کلامي ‌و معرفتي را اندکي پايين مي‌کشيديم و در عوض به جر وبحث کارشناسي و برنامه‌اي، حرفه‌اي ،تخصصي ومديريتي دست مي‌زديم.»

چه توجيهي براي اين تصور داشتيد؟

در آن روزها فرض من بر اين بود که پيروزي‌هاي سياسي، خيلي بيش از عقبه بسيار ضعيف و آسيب‌پذير فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي ماست و در نتيجه بايد از تعارف کم مي‌کرديم و بر مبلغ مي‌افزوديم.در واقع فرصتي براي اداره جامعه در سطح دولت و حول محور گفتمان تغيير و اصلاح، فراهم شده بود و کار کارشناسي و برنامه‌هاي عملياتي براي اداره خوب کشور در جهت تقويت زير ساخت‌ها و بسترها وظرفيت‌هاي توسعه اجتماعي، اقتصادي و علمي ‌از خيلي چيزهاي ديگر واجب‌تر بود.

او شايد به همين دلايل بوده است که در طول اين سال‌ها بيشتر به قول خودش به جاي عرصه عمومي‌، در سطح کارشناسي و حرفه‌اي فعاليت کرده و به جاي زبان گفتماني و ايدئولوژيک، زبان فني را برگزيده است و حاصلش تحقيقات متعدد در زمينه‌هايي همچون زنان، دانشگاه‌ها، توسعه علمي‌ و..بوده است.

حالا چطور؟ آيا معتقديد بايد هنوز هم به همين روش ادامه بدهيد؟

نه لزوما، زيرا جمود بر يک صورت، با اصل تحول و تغيير و نيز با تنوع و پيچيدگي و غموض واقعيت مغايرت دارد.محيط ملي و جهاني در حال تحولات مفهومي‌ وساختاري است و يک «عامل انساني» بايد هوشمندانه و بر اساس سازگاري فعال با تحولات و به طور فراکنشي عمل کند.

به اين ترتيب فراستخواه 52 ساله که به نظرش «شمارش معکوس کشيدن بار تن» برايش آغازشده است فعاليت‌هاي خود در طول زندگي را به سه دسته تقسيم کرده و مي‌گويد: «فعاليت من در دهه قبل از دوم خردادماه بيشتر در دو حوزه تدريس در دانشگاه و کنشگري فکري- فرهنگي در عرصه عمومي ‌بود.

 در دهه بعداز دوم خردادماه تدريس و کارحرفه‌اي- پژوهشي اهميت يافتند و چنانچه عمري باشد در سال‌هاي پيش‌رو بر اساس تحليل کلي سرزميني که به عنوان يک ايراني کوچک دارم، در مواجهه با هزارتوي مسائل ايران، ترکيبي از دو حوزه عمومي‌ و حرفه‌اي را در پيش خواهم گرفت.»


 
صفحه اصلي
عکس نوشت
پوپوليست‌ها هميشه نمي‌خندند
فراستخواه در مسير اعتزاليه
پوپوليسم و سرخوردگي اجتماعي
اعتراض دانشجويان دانشگاه هنر
پوپوليسم ايراني و وعده اميد
گزارشي از گوشه تنهايي
نهضت آزادي، نه نهضت مقاومت
دادگاه يك فعال زن

    کليه حقوق متعلق به روزنامه هم ميهن مي باشد
نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام