ham-mihan.org

پوپوليسم ايراني و وعده اميد

مهدي فولادگر:آن هنگام که حس تنهايي درجامعه همه‌گير مي‌شود؛ انسان چونان ذره‌اي فاقد ارزش‌هاي اجتماعي و سياسي، محسوب مي‌گردد و حاصل مدنيت براي او در تنهايي و غربتي دوباره، ترجمان شود؛ جمع به فرد و اجتماع به ذره مي‌ماند. وجدان جمعي‌اي که خود مي‌تواند هنجارهايي مشترک را تدارک ببيند، رنگ مي‌بازد و کليت ارگانيکي به نام اجتماع به پايان مي‌رسد.

جزء‌هايي مي‌مانند پراکنده و بي‌شکل، بي‌‌نگرش و بدون هويت واحد. ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي دچار تشتت مي‌شوند، قدرت حاکمه، به تغيير و تکاپو مي‌افتد و گفتمان مشترک ميان آدميان، غايب مي‌شود و به جاي آن ايدئولوژي منزل مي‌گزيند.

 در چنين شرايطي است که يا انقلاب از راه مي‌رسد يا شورش و لمپنيسم به کار توده‌هاي بي‌شکل، مي‌آيد؛ يا پوپوليسم، نقاب از چهره انداخته و بي‌باک و جسور، سوار بر امواج اين توده‌هاي بي‌شکل، نسخه‌هاي دروغين و يکباره و دست‌نيافتني براي جامعه مي‌نويسد تا جماعت، او را منجي همه دردهاي خود بداند و چاره همه اين ماندگي‌ها و غربت‌هاي خواسته و ناخواسته‌اش. براي چنين حرکت وسيع و فراگير البته سرمايه‌هاي گران، در کارند.

چون تجربيات گذشته، «ايدئولوژي» و «نفت»، دو ابزار قديمي براي توجيه «فکر» و«جيب» اين توده‌هاي بي‌شکل در کار مي‌آيد تا دست در دست هم فکر و دل اين توده‌ها را وسوسه کند و تکاپو براي برقراري نسبتي جديد ميان «آحاد بي‌نسبت، پراکنده، به‌خود وانهاده و از منظر طبقاتي تحقير‌شده و فراموش‌شده» از سوي قدرت، به ثمر بنشيند.

در متن جامعه توده‌اي و دولت حاصل از آن، اما کمتر گروه يا سازماني مي‌تواند گردن برافرازد. هيچ نقدي، درست نيست و همه در کار توطئه عليه دولت و مردمند. مخالفان کم شمار و نخبگان از نفس افتاده، آرمان‌هاي جامعه توده‌اي را به سخره مي‌گيرند و چون منافعشان در خطر افتاده ساز مخالفت سرمي‌دهند. آنها – مخالفان و منتقدان - عوامل همان سرمايه‌داراني هستند که اجازه نمي‌دهند ثروت و درآمد اين کشور توزيع شود.

سياستمداران پوپوليست، مي‌کوشند خود را آيينه تمام نماي آرزوهاي توده‌اي نشان دهند و ديگران را منفعت طلب، سودجو و رانت خوار. پوپوليسم ايراني، از يک‌سو محصول و فرجام امر جمعي است و از سوي ديگر در حسرت و در تلاش براي بازسازي مناسبات جديد؛ به جاي «توسعه» از «تعالي» مي‌گويد، « توده‌ها»را به جاي «شهروندان» مي‌نشاند و مي‌کوشد تا ناشناخته و مرموز و غيرقابل بررسي و قياس باقي بماند و از مرحله تحريک احساس گامي‌ به پيش نگذارد.

 پوپوليسم، دعوت به روزهاي نيامده است، دعوت به عدالت و امنيت دوباره است و دعوت به همه‌کساني که از قدرت محرومند، از امکانات بي‌بهره‌اند و از امنيت ساقط‌اند. پوپوليسم ايراني، وعده‌ اميد است؛ اميدي که براي تحقق آن، کسي گرفتار ضمانت و سند سفيدامضايي نيست.


 
صفحه اصلي
عکس نوشت
پوپوليست‌ها هميشه نمي‌خندند
فراستخواه در مسير اعتزاليه
پوپوليسم و سرخوردگي اجتماعي
اعتراض دانشجويان دانشگاه هنر
پوپوليسم ايراني و وعده اميد
گزارشي از گوشه تنهايي
نهضت آزادي، نه نهضت مقاومت
دادگاه يك فعال زن

    کليه حقوق متعلق به روزنامه هم ميهن مي باشد
نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام